روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

329

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

در سرزمين آراكيل ناهار خورديم و شب را در ده ديگر خوابيديم . صاحب ايسپير كه مردى مسلمان است ، صاحب ناحيهء آراكيل « 1 » نيز هست . ترتيب دست يافتن وى به اين حدود بدينگونه بوده است كه مردم آراكيل در گذشته از ولينعمت خويش ناراضى شدند و نام او هم مانند قلمرو زير فرمانش آراكيل بود . اين مردم ناراضى در نهان كس بنزد صاحب ايسپير فرستادند و با او دست يكى كردند وعده دادند كه چون ولينعمت آنان نابود گردد او را بجاى وى مىپذيرند . بدينگونه امور انجام شد و مردم آراكيل ولينعمت خويش را به حاكم مسلمان تسليم كردند كه او را بزندان افكند و حاكم ايسپير را بجاى او پذيرفتند منتها دستيارى مسيحى نيز براى او تعيين كردند . همهء اين حوالى كوهستانى است و فقط گدارهايى براى گذشتن دارد و چنان سنگلاخ و سراشيب است كه اسبان با بار نميتوانند از آن بگذرند . در برخى نقاط ناگزير گشته‌اند كه از يك صخره به صخرهء ديگر با تير پل ببندند هيچ چارپاى باركش درين حدود به كار نميرود ، بلكه از باربرانى كه بارها را به روى شانهء خويش مىبرند استفاده ميكنند . در آن حدود غله و گندم اندك ميرويد و مردمش از نژادى وحشى هستند . همچنانكه راه مىپيموديم همواره از سوى ايشان بيمناك بوديم زيرا با آنكه ارمنى هستند همه دزدند و راهزن . براستى هم پيش از آنكه از خطهء آنان دور شويم ما را ناگزير ساختند تا باجى سنگين بعنوان راهدارى بدهيم . چهار روز در سرزمين آنان راه رفتيم تا رسيديم بكنار دريا در محلى از ( ساحل درياى سياه ) تا طرابوزان شش روز راه است . از راهى بسيار بد همچنان رفتيم تا ببندر كوچك « سوسورمنا » « 2 » ( يا سورمنه ) رسيديم . اين سرزمين در ناحيهء طرابوزان و در كنار ساحل و پرسنگلاخ است بدرختهاى آن نواحى گياههاى بالاروندهء بسيار ديده مىشود كه بيشتر آنها مو هستند و از انگور وحشى آنها شراب ميسازند . درين نواحى ديگر مو تربيت نميكنند . مردم آنجا در دهكده‌هايى زندگى ميكنند كه بنام

--> ( 1 ) - Arraquiel ( 2 ) - Susurmena يا Surmeneh